وقتی از ایجنت هوشمند حرف میزنیم، مهمترین سؤال این نیست که چقدر باهوش است؛ سؤال این است که قرار است کدام کار مشخص را برای ما انجام دهد. ارزش یک دستیار زمانی روشن میشود که ورودی، نتیجه مورد انتظار و زمان استفاده از آن را بشناسیم.
از یک کار واقعی شروع کنید
به هفته کاری خودتان نگاه کنید. کدام کار را با مراحلی شبیه به هم تکرار میکنید؟ ممکن است مرور خبرهای یک حوزه، آمادهکردن پیشنویس پاسخ یا مرتبکردن اطلاعات باشد. کار را در یک جمله بنویسید و نتیجهای را که انتظار دارید کنارش قرار دهید.
- ورودی من چیست و از کجا میآید؟
- خروجی باید چه شکلی داشته باشد؟
- چه کسی نتیجه را بررسی میکند؟
- اگر اطلاعات کافی نبود، چه اتفاقی باید بیفتد؟
بین پاسخگرفتن و انجام کار تفاوت بگذارید
یک ابزار ممکن است فقط به متن شما پاسخ دهد؛ ابزار دیگری میتواند چند مرحله را دنبال کند و نتیجه را به مقصد مشخصی برساند. پس پیش از خرید، توضیح کاربرد، فرم ورودی و نمونه خروجی همان ایجنت را بخوانید. همه ایجنتها قابلیت یکسانی ندارند.
مرز اختیار را مشخص کنید
برای شروع، کاری را انتخاب کنید که بتوانید خروجیاش را بهآسانی بررسی کنید. اگر نتیجه قرار است برای دیگران ارسال شود، ابتدا مقصد و تنظیمات را با دقت آماده کنید و یک اجرای دستی انجام دهید. فعالکردن اجرای خودکار بهتر است پس از بررسی این نتیجه باشد.
یک کار کوچک با معیار روشن، شروع بهتری از یک هدف بزرگ و مبهم است.
نتیجه را با یک نمونه بسنجید
یک ورودی واقعی و کوتاه آماده کنید. خروجی را از نظر ارتباط با موضوع، کاملبودن و قابل استفاده بودن بررسی کنید. سپس فقط یک تنظیم را تغییر دهید و دوباره مقایسه کنید. این روش کمک میکند بفهمید کدام تغییر واقعاً به کار شما کمک کرده است.









